تبليغاتX
مدیریت، فرهنگ و زندگی روزانه - معضل راه حلهای آماده
یادداشتهای محمدرضا حق پرست

 در این وبلاگ بارها نوشته ام كه به مفهومي به نام علم بومي اعتقاد ندارم و هنوز هم بر اين عقيده ام، اما این به معنای آن نیست که به تئوری یا تئوریهای خاصی در کتابها دل ببندیم و در تحت هر شرایطی بخواهیم آن تئوری را به اجرا بگذاریم. من مدیرانی دیده ام که عاشق یک تئوری هستند و به زور می خواهند آن تئوری را در سازمان خود اجراکنند مثلا یکی علاقه مند به برون سپاری است و راه حل هر مشکلی را برون سپاری می داند. آن دیگری قبلا مدیر کیفیت بوده و راه حل تمامی مشکلات را در ارتقای کیفیت میداند و تنها به ارتقای کیفیت محصولات می اندیشد ( بدون اینکه بداند که آیا کیفیت از نظر وی و مشتری یکی است و آیا اصولا امکان ارتقای کیفیت وجود دارد و آیا کارکنان وی انگیزه ی لازم را برای اینکار دارند).

ما در هر موقعيتي با مساله اي روبرو هستيم كه معلوم نيست كه آن مساله با راه حلهايي كه علايق ذهني ما شده اند حل شود. براي حل مساله باید ابعاد مساله را بدرستي شناخت و این مستلزم آشنایی کافی با روشهای مختلف تحقیق است . پس از آشنایی دقیق با مساله و عوامل ایجاد کننده آن است که می توانیم بسراغ تئوریهای موجود برویم و بر اساس آنها راه حلی برای مساله پیدا کنیم. در این میان ممكن است راه حلهايي جديد به نظرمان برسد كه در كتابها نیامده باشد و اين البته تولید علم است و با بومي كردن علم تفاوت دارد .

 

+ نوشته شده در  86/07/16      |