تبليغاتX
مدیریت، فرهنگ و زندگی روزانه
یادداشتهای محمدرضا حق پرست

 مولوی در داستانی حکایت شکارچی ای را بازگو میکند که در پی شکار مرغ هوا به سایه آن تیراندازی میکند:

مرغ بر بالا پران و سایه اش

می دود بر خاک پران مرغ وش

ابلهی صیاد آن سایه شود

می دود چندانکه بی مایه شود

بی خبر کان عکس آن مرغ هواست

بی خبر که اصل آن سایه کجاست

تیر اندازد به سوی سایه او

ترکشش خالی شود از جستجو

ره نبرده هيچ در مقصود خويش
رنج ضايع سعی باطل پای ريش

ترکش عمرش تهی شد عمر رفت

از دویدن در شکار سایه تفت

علاوه بر نتیجه گیری عرفانی مولوی از این داستان نتیجه ای مدیریتی نیز بر آن مترتب است. پیتر دراکر در اعمال مدیریت بر دو مطلب تاکید میکند: "انجام کار درست" و "انجام درست کارها".

گاهی از اوقات ما "کارها رادرست" انجام میدهیم ولی "کار درست" را انجام نمی دهیم. اگر برای انجام کاری باید به سمت جنوب برویم ولی بجای آن مسیر شمال رادر پیش بگیریم ممکن است در مسیر بسیار خوب رانندگی کنیم و از مناظر زیبای بین راه نیز لذت ببریم اما مطمئنا به مقصد نخواهیم رسید. استفان کاوی در تمثیلی زیبا چنین حالتی را به بالا رفتن از نردبانی که بر دیواری اشتباه نهاده شده است تعبیر میکند. شکارچی داستان مولوی نیز ممکن است تیراندازی قابل باشد و تیر را به درستی بر هدفی که گرفته جای دهد اما از این تبحر و قابلیت بهره ای نمی برد و تنها عمر و امکانات خود را ضایع می کند.

وظیفه اصلی مدیران عالی سازمان  تمییز بین مرغ و سایه آن می باشد . مدیرعالی سازمانی که بیشتر وقتش را صرف نظارت بر انجام درست کارها کند درنهایت سازمان را دچار بحران میکند. معمولا مدیرانی که تمایل شدید به کنترل جزئیات دارند دچار این مشکل هستند و در نهایت کنترل خود را بر همه امور سازمان از دست می دهند.

 

+ نوشته شده در  85/11/28ساعت   توسط محمد رضا حق پرست  | 

شعبه یکی از بانکهای ایرانی در هنگ کنک به عنوان بانک واسطه بانک مادر خود در ایران و بانکهای کشورهای سنگاپور و تایلند و چین عمل میکند و ما هرگاه گشایش اعتباری برای کشورهای مذکور داشته باشیم به ناچار مجبوریم عملکرد بد و تعللهای بیش از حد این بانک را تحمل کنیم.روز ۱۱ می بانک فروشنده کالا اسناد حمل یکی از خریدهای ما از تایلند را برای بانک مذکور ارسال کرده است و طبق اسناد شرکت دی اچ ال روز ۱۲ می بانک مذکور اسناد را دریافت کرده است ولی تا امروز ( ۲۵ می) اسناد برای بانک کارگزار ارسال نشده است در حالی که قاعدتا ظرف یکی دو روز بعد از بررسی اسناد باید ارسال گردد. در طول هفته اخیر چند بار با رئیس شعبه ی فوق تماس گرفته ام اما یا جلسه است یا برای ناهار رفته و هنوز برنگشته و یا در حال صحبت با تلفن است. صحبت با پرسنل هم که فایده ای ندارد. بناجار نامه ای فکس کردم که جوابی نیامده است. 

البته این اولین بار نیست که با این بانک به مشکل این چنینی برخورد میکنیم.

جالب اینجاست که تا جایی که من با این بانک تماس گرفته ام پرسنل آن بجز رئیس شعبه غیر ایرانی هستند. معلوم می شود که آنها هم فهمیده اند مدیریت ایرانی یعنی کشک.

آنوقت بگوئید بهره وری در ایران پائین است. بهره وری هر جا که مدیر ایرانی است پائین است.

 میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت

میخواری و مستی ره و رسم دگری داشت. 

+ نوشته شده در  85/03/03ساعت   توسط محمد رضا حق پرست  | 

دیروز به عنوان مشاور در جلسه بحران یک شرکت تولیدی شرکت کرده بودم. شرکت فوق دچار تنگناهای مالی است و جلسات بحران برای این تشکیل می شود که نقدینگی و درآمدهای آتی به نحو موثرتری به هزینه های جاری تخصیص داده شود.

قبل از شروع جلسه بین معاونت اجرایی مدیر عامل و مدیر برنامه ریزی بر سر موضوع كاري كه  برون سپاری شده بود  بحث و جدل پیش آمد ( اين موضوع اصلا ربطي به  جلسه نداشت) . پس از حضور مدير عامل بحث ادامه يافت و مدير عامل به معاونت اجرايي گفت كه اگر با اين مطلب يا هر تصميم ديگري مخالف است بهتر است استدلالات خود را به طور منطقي و مستدل مطرح نمايد و اعتقاد داشت ما مهندس هستيم و بحث را بايد بر اساس دو دو تا چهارتا مطرح كنيم، اما معاونت اجرايي بر مواضع خود پافشاري ميكرد و مطلبش اين بود كه در تصميم گيريها نظر افراد خبره پرسيده نمي شود و اين كار به شركت ضرر و زيان وارد كرده است.

بحث مدير عامل و معاونش بالا گرفت بطوري كه مطالب اصلي  جلسه بحران اصلا  مطرح نشد.

مساله معاونت اجرايي در اصل اين نبود كه چرا كاري به پيمانكار سپرده شده است ( چون كل هزينه  برون سپاري چيزي حدود 13 ميليون تومان بود و مبلغ كوچكي به حساب مي آمد)  بلكه مطلب وي اين بود كه چرا وي در تصميم گيري شركت نداشته است و اين موضوعي بود كه مدير عامل به آن توجه نداشت.

مشاركت دادن افراد در تصميم گيريها چيزي است كه كمتر كسي از اهميت آن بي خبر است ولي تمرين در جهت عملياتي كردن آن امري ضروري است. ما بايد ياد بگيريم كه ديگران را در تصميم گيري مشاركت دهيم.

يك نكته ديگر اين است كه ما در روابط انساني نبايد همواره متكي بر عقل خود باشيم و بصورت مستدل و دو دوتا چهار تا مطالب را ببينيم، انسانها داراي عواطف و احساسات هستند . روابط با انسانها كار ظريف و پيچيده اي است شايد به همين دليل بود كه آقاي دكتر صرافي زاده در بحث صادرات مطرح مي كرد كه اگر مهندس هستيد آن را بر روي كارت ويزيت خود قيد نكنيد چون طرف مقابل شما مي فهمد كه شما چيزي كم داريد و آن درك از روابط پيچيده انساني است. البته شايد ايشان در اين مورد اغراق مي كرد اما در هر صورت كار با انسانها با كار با ماشين تفاوت دارد و اين مطلبي است كه بسياري از مديران ما نمي دانند.

 

+ نوشته شده در  85/01/17ساعت   توسط محمد رضا حق پرست  |