تبليغاتX
مدیریت، فرهنگ و زندگی روزانه
یادداشتهای محمدرضا حق پرست

به نظر می رسد که بحث تحریم فرصتی برای اروپائیها بوجود آورده است که بازار ایران را  از دست کشورهای خاور دور بیرون بیاورند. افزایش ارزش یورو باعث شده بود که سهم بازار اروپا در ایران کاهش یابد ولی اکنون به نظر می رسد که اروپائیها می خواهند آب رفته را بجوی برگردانند. در حالیکه برخی شرکتهای چینی اعلام میکنند که اعتبار اسنادی از ایران را نمی پذیرند و بانکهای تایلند اعتبارات اسنادی ما را برمیگردانند، آلمان اعتبارات اسنادی ما را می پذیرد.

گویی این کشورهای خاور دور از پاپ هم کاتولیک ترند بخصوص چین با آنهمه ادعایش. سال گذشته در اوج مخالفتهای چین با تحریم ایران، یکی از خریدهای ما یکماه در یکی از بنادر چین در کشتی توقیف بود زیرا مقامات چینی احتمال می دادند که در کشتی بار ممنوعه برای ایران باشد و حتی اجازه ندادند که ما کالایمان را تخلیه کنیم و با کشتی دیگر حمل کنیم.

 به هر حال کشورهای اروپایی فرصتی برای بازگشت دوباره به بازار ایران پیدا کرده اند و مطمئنا از جبن خاور دوریها حداکثر استفاده را خواهند کرد.

+ نوشته شده در  86/07/24      | 

 در این وبلاگ بارها نوشته ام كه به مفهومي به نام علم بومي اعتقاد ندارم و هنوز هم بر اين عقيده ام، اما این به معنای آن نیست که به تئوری یا تئوریهای خاصی در کتابها دل ببندیم و در تحت هر شرایطی بخواهیم آن تئوری را به اجرا بگذاریم. من مدیرانی دیده ام که عاشق یک تئوری هستند و به زور می خواهند آن تئوری را در سازمان خود اجراکنند مثلا یکی علاقه مند به برون سپاری است و راه حل هر مشکلی را برون سپاری می داند. آن دیگری قبلا مدیر کیفیت بوده و راه حل تمامی مشکلات را در ارتقای کیفیت میداند و تنها به ارتقای کیفیت محصولات می اندیشد ( بدون اینکه بداند که آیا کیفیت از نظر وی و مشتری یکی است و آیا اصولا امکان ارتقای کیفیت وجود دارد و آیا کارکنان وی انگیزه ی لازم را برای اینکار دارند).

ما در هر موقعيتي با مساله اي روبرو هستيم كه معلوم نيست كه آن مساله با راه حلهايي كه علايق ذهني ما شده اند حل شود. براي حل مساله باید ابعاد مساله را بدرستي شناخت و این مستلزم آشنایی کافی با روشهای مختلف تحقیق است . پس از آشنایی دقیق با مساله و عوامل ایجاد کننده آن است که می توانیم بسراغ تئوریهای موجود برویم و بر اساس آنها راه حلی برای مساله پیدا کنیم. در این میان ممكن است راه حلهايي جديد به نظرمان برسد كه در كتابها نیامده باشد و اين البته تولید علم است و با بومي كردن علم تفاوت دارد .

 

+ نوشته شده در  86/07/16      | 

چند روز پیش برای مذاکره درباره ارائه مشاوره به شرکتی تولیدی به دفتر شرکت رفته بودم. مدیر عامل از کارآفریناینی بود که از شاگردی مغازه شروع کرده بود و اینک خود تولید کننده کالایی بود که زمانی بعنوان شاگرد مغازه می فروخت و هنوز تصمیم داشت تا کار خود را بیشتر توسعه بدهد. وی از رویاهای خود گفت از اینکه دلش می خواهد روزی این دفتر که نسبتا بزرگ بود پر از کارمند باشد و اینکه آپارتمان کناری نیز به وی تعلق دارد و دوست دارد که روزی دیوار دو آپارتمان را بردارد تا افراد بیشتری بتوانند در آنجا کار کنند.

آرزوهای وی ناشی از انساندوستی بود یا طمع نمی دانم  اما هر چه بود برای من جذاب بود تا سهمی در این رویا ( اشتغال دهها نفر ) داشته باشم برای همین حق المشاوره ای کمتر از آنچه که در ذهنم بود طلب کردم، پشیمان نیستم ولی بد نقطه ضعفی دارم.

 

+ نوشته شده در  86/07/06      |