|
یادداشتهای محمدرضا حق پرست
|
در مورد تبليغات طنز نگاهي انداختم به كتاب ADVERTISING AND PROMOTION نوشته ي Blech and Blech مطالب آن بطور خلاصه چنين است:
تبليغات طنز اغلب اوقات بخوبي درك مي گردد و به ياد آورده ميشود.
تبليغگران طنز را به چند دليل مورد استفاده قرار مي دهند:
نظر مخالفان:
تحقيقات نشان داده است كه اثر بخشي طنز بستگي به يكسري از عوامل دارد كه شامل نوع كالا و ويژگيهاي مخاطبان مي شود، بطور مثال تبليغات طنز در كالاهايي كه خريد آنها به تصميم گيري پيچيده ندارد موثرتر از كالاهايي است كه خريد آنها نياز به تفكر و تصميم گيري پيچيده دارد.
با توجه به مطالب فوق مشخص مي شود كه چرا تبليغات طنز براي موتوسيكلت تلاش يا لاستيك دنا كاري عبث و ناكارآ بوده است ولي براي تبرك مي تواند مفيد باشد. البته بشرطهايي كه در پست قبل گفتم توجه شود.
نویسنده وبلاگ تبلیغ از نوع جمعی پاسخی به کامنت من بر مطلب ایشان و مطلب قبلی من نوشته اند که من ناچارم توضیحاتی در این باب بدهم :
۱) اصل مطلب این است که به نظر من آگهی های زنجیره ای تبرک از نظر ارزش تبليغاتي با توجه به تبليغات مرسوم در ايران هيچگونه مشكلي ندارد و یک سر و گردن از تبلیغات کالاهای مشابه بالاتر است ( مقایسه اش کنید با تبلیغات روغن جهان ) بخصوص كه بر اساس ارزشهاي فمينيستي است و به مذاق بسياري از خانمها که مصرف کنندگان و خریداران اصلی رب هستند خوشايند است ، اگر مشكلي وجود دارد در كيفيت محصول و يا نحوه ي توزيع آن است که باید توسط تحقیقات بازاریابی مشکل شناسایی شود.
۲ )این که تبلیغات باید ما را از پلکان AIDA بالا ببرد صحیح است اما اولا براي كالاهايي كه تصميم گيري درباره ي آنها پيچيده است نه براي كالاهاي راحتي مانند نوشابه و رب. نوشابه و رب بر اساس در دسترس بودن و شهرت مارك فروش مي روند و اگر فروش نمي روند همانطور که گفتم مشکل از جای دیگری است.ثانیا به نظر من بعید است تبلیغات به شیوه مرسوم در ایران بتواند چنین کاری انجام دهد، اگر کسی چنین تبلیغی سراغ دارد به من معرفی کند ( البته جز تبلیغات رادیو و تلویزیون در روزهای انتخابات و جشن عاطفه ها ).
۳) من در یادداشتم بر مطلب ایشان نوشته بودم که خانم من به علت نارضایتی از کیفیت رب تبرک محصول را نمی خرد نه بعلت اینکه تبلیغات کارآمد نیست و مسلما هیچ تبلیغات دیگری نیز نمی تواند وی را وادار به خرید رب تبرک کند مگر اینکه نظرش درباره ی محصول عوض شود . البته کیفیت رب یک مطلب سلیقه ای است و ممکن است برخی خانمها از آن راضی باشند و برخی نباشند چون هر کس یکسری مشخصات و ویژگیهای خاص را مد نظر قرار می دهد که ممکن است عمومیت نداشته باشد.
۴) اشاره به سابقه ی زیمن برای این بود که نشان دهم وی روی هوا حرف می زند و عمل میکند نه بر اساس دستاوردهای تحقیقاتی .
۵۴) از نظر تصمیم گیری برای خرید، موتوسیکلت با رب تفاوت ماهوی دارند. ضمن اینکه آن شرکت "تحصیلداران" را بعنوان بازار هدف تبلیغات خود در نظر گرفته بود که خود همین یک اشتباه مهلک بود و در ضمن تبلیغات آن نیز از ارزش چندانی برخوردار نیود. اصولا تبلیغات طنز در مورد کالاهایی که تصمیم گیری پیچیده ای را طلب میکنند فاقد اثر بخشی است چون کارکرد طنز فقط معرفی کالاست نه ارائه دلایل منطقی که ارزش کالا را اثبات نماید.
نويسنده وبلاگ تبليغ از نوع جمعي سوالاتي درباره اثر بخشي تبليغات شركت تبرك مطرح كرده است و گويا پاسخ آقاي خواجه نوري را كه بر گرفته از كتاب پايان عصر بازاريابي سنتي سرجيو زيمن مي باشد، پسنديده است.
اينكه تبليغات تبرك تا چه حد مؤثر بوده است را من نمي دانم و به آمار و ارقامي در اين مورد دسترسي ندارم. اما سخنان زيمن بي ربط و غير علمي است. اين مطلب كه شهرت ومحبوبيت مارك موجب افزايش فروش مي شود امري است كه در تحقيقات مختلف به اثبات رسيده است و تشكيك نظري آقاي زيمن در اين مورد فاقد ارزش است.
تبليغات و ايجاد شهرت براي مارك تنها عامل تاثير گذار بر فروش نيست. آميخته بازاريابي يعني محصول، قيمت، توزيع و ترفيع عوامل تاثير گذار بر فروش مي باشد. اگر بيشترين و بهترين تبليغات براي يك محصول انجام شود اما آن محصول از كيفيت و قيمت متناسب با آن برخوردار نباشد هيچگونه اثر بخشي از تبليغات مشاهده نخواهد شد. براي محصولي مانند رب و يا چاي كه كالاهاي راحتي هستند اگر توزيع گسترده و مويرگي در كار نباشد فروش بالا نخواهد رفت.
بنابراين از تبليغات نبايد انتظار معجزه داشت.
پي نوشت: سرجيو زيمن مدير بازاريابي شركت كوكا كولا بوده است كه گند عظيم جايگزيني كوك بجاي كوكا آنهم با هزينه زياد تبليغاتي و پخش مستقيم مراسم جايگزيني از شبكه هاي معتبر امريكايي از وي بجا مانده است. كاري كه در ابتدا با استقبال روبرو شد اما پس از مدتي نارضايتي شديد مصرف كنندگان، و حتي شكايت حقوقي آنان برعليه شركت كوكا كولا و افت شديد فروش موجب توليد دوباره كوكا شد. اين مطلب بعنوان يكي از موارد عبرت آموز در تحليل غلط يافته هاي تحقيقات بازاريابي در كتب درسي اين رشته مانند كتاب كاتلر ذكر شده است
لایحه دولت برای تغییر قانون کار به مجلس ارائه شده است. در این لایحه پیش بینی شده که کارفرما پس از دو بار اخطار کتبی مطابق آیین نامه انضباطی کارگاه می تواند کارگر را با پرداخت یک ماه حقوق سنواتی اخراج نماید. کارگر ظرف یک هفته می تواند شکایت نماید و در صورت مقصر نبودن کارفرما مخیر است یا وی را به کار بازگرداند و یا دوماه حقوق سنواتی ( بشرط آنکه از مجموع حقوق دو سال وی بیشتر نشود ) به وی پرداخت نماید که البته یک سوم از این پرداخت به صندوق بیمه بیکاری واریز خواهد شد. این مبلغ در حال حاضر ۳ ماه حقوق سنواتی می باشد و فاقد سقف است.
مسلما این حق کارفرماست که کارگران خاطی را اخراج نماید اما در قبال آن کارگران نیز حقوقی دارند: حق تشکیل اتحادیه های کارگری و حق اعتصاب حقوقی است که در بازنگری قانون کار باید برای استیفای آن تدبیری اندیشیده شود.
در سالهای ابتدای انقلاب به علت جنگ و فعال بودن گروههای مارکسیستی تروریست بر علیه انقلاب، امکان سوء استفاده های سیاسی از اعتصابات و تشکلهای کارگری وجود داشت اما اکنون با فروپاشی بلوک کمونیسم و تثبیت انقلاب چنین تهدیداتی امکان پذیر نیست لذا دلیلی برای برسمیت شناخته شدن این حقوق وجود ندارد.
ایجاد موازنه بین قدرت کارگر و کارفرما بصورتی که هیچکدام آنها نتوانند حق طرف مقابل را پایمال نمایند از بدیهی ترین اصول برای ایجاد عدالت است لذا همانگونه که برای اخراج کارگران دست کارفرما در حال بازتر شدن است، حق کارگر برای مطالبه حقوق خود از طرق مدنی نیز باید برسمیت شناخته شود.
استراتژیها بر اساس فرصتها شکل می گیرند ولی گاه استراتژیها خود فرصت می زایند. اشتباه مهلک اسرائیل در حمله به لبنان و قدرت نظامی حزب الله در مقابله با این حمله فرصتی استراتژیک برای ایران جهت حق خواهی از امریکا و بسیج کشورهای اسلامی در جهت ضربه زدن به اسرائیل بوجود آورده است.
۱) افسانه شکست ناپذیری اسرائیل شکسته است. اکنون کشورهای زخم خورده منطقه این را درک کرده اند و تحریک آنان با این مطلب که نگذارند این پیروزی تنها به نام شیعه تمام شود می تواند آنها را برای لگد زدن به اسرائیل تهییج کند. البته مسلما این تحریک نمی تواند بطور مستقیم از طرف ایران صورت بگیرد و دیپلماسی پیچیده ای طلب میکند. سفرهای متکی و تماس با کشورهای منطقه در این تحریک بی فایده است مگر اینکه بتواند این مطلب را بطور مستقیم به عربها بفهماند. مطمئنا هر گونه تلاش برای بدست گرفتن رهبری جهان اسلام در این مورد می تواند اثر معکوس داشته باشد اگر کشورهای منطقه نیز وارد این بازی شوند حضور حزب الله در صف مقدم خود بخود این رهبری را بوجود می آورد .
۲) فلسفه وجودی اسرائیل بعنوان محلی امن برای زندگی یهودیان با حملات موشکی حزب الله به شهرهای این کشور در حال فروریزی است. اگر این اسطوره فرو بریزد امریکا مهمترین پایگاه خود در منطقه را از دست می دهد بنا بر این برای پایان دادن به این اسطوره شکنی حاضر است امتیازهای زیادی بدهد لذا اکنون قدرت چانه زنی ایران بعنوان پدر معنوی و فکری حزب الله در مذاکره با امریکا بسیار بالا رفته است. وقت آن است که از این قدرت چانه زنی حداکثر استفاده به عمل بیاید و این فرصت مانند فرصتهای قبلی ( حمله امریکا به افغانستان و عراق ) قربانی ژستهای ضد امپریالیستی گرفتن نشود.
نامه ای از : طارق علی - جان برگر - نوام چامسکی - ادئواردو گاليانو - نائومی کلاين - هارولد پينتر - آرونداتی روی – خوزه ساراماگو - گيليانا سره نا و هوارد زين درباره وقايع اخير خاورميانه
Canadian Dimension
تازه ترين فصل درگيری بين اسرائيل و فلسطين زمانی آغاز شد که نيروهای اسرائيلی درغزه، دو غير نظامی، يک پزشک و برادرش را ربودند. واقعه ای که به استنثای مطبوعات ترکيه، در جای ديگری در دنيا به آن اشاره نشد. روز بعد فلسطينی ها يک سرباز اسرائيلی را به اسارت گرفتند، و پيشنهاد مذاکره برای مبادله او در برابر زنداينان فلسطينی را مطرح کردند - اين در حاليست که در حدود ۱۰۰۰۰ زندانی فلسطينی در زندان های اسرائيل بسر می برند.
اينکه «ربودن» سرباز اسرائيلی يک «خشونت و عمل شنيع» قلمداد شده است، اما اشغال نظامی و غير قانونی کرانه باختری و مصادره هدفمند و قدم به قدم منابع طبيعی آن – بويژه منابع آب منطقه - بوسيله نيروهای دفاعی(!) اسرائيل، يک «فاکت تاسف بار» و واقعيت زندگی است، نمونه ای رايج از بکارگيری مکرر معيارهای دوگانه توسط غرب است که، عليرغم تخصيص سرزمين هايی که بوسيله توافق نامه های بين المللی، طی ۷۰ سال گذشته به فلسطينيان واگذار شده است، بر سر آنان وارد می آورد.
امروزه خشونت در پی خشونت جاری می شود، موشک های ابتدايی و دست ساز و موشک های پيشرفته در مقابل هم صف آرائی می کنند. موشک دومی معمولا هدف خود را در محلات پر جمعيت درجايی فرود می آورد که مردم فقير و محروم منتظر چيزی هستند که زمانی عدالت ناميده می شد.
هر کدام از انواع موشک های بکار رفته، انسان ها را به طرز موحشی تکه تکه می کند. چه کسی بجز فرماندهان ميادين جنگ، می تواند حتی يک لحظه اين را از ياد ببرد؟
هر تحريک و تحريک متقابلی، مورد جدل و موعظه قرار می گيرد. اما بحث ها، اتهامات و قول دادن های متعاقب، همه برای حواس پرتی و در جهت منحرف کردن توجه جهانيان از يک اقدام بلند مدت نظامی، اقتصادی، جغرافياِيی است که هدف سياسی آن چيزی نيست مگر محو ملت فلسطين.
می بايستی برای عمل، اين را به صدای بلند و شفاف گفت، که توطئه نيمه علنی و نيمه پنهان "محو ملت فلسطين"، سريعا در دست اجراست و به باور ما بايد مقاومت در مقابل آن را، همان طور که هست، بدون مکث و بطور دائمی به رسميت شناخت.

Monday, July 17, 2006: Kiryat shmona
Israeli girls write messages on a shell at a heavy artillery position firing into civilians inside Lebanon
(AP Photo/Sebastian Scheiner)


Monday, July 17, 2006:
South Lebanon: A Lebanese Child Receiving the message from the Israeli girls!