تبليغاتX
مدیریت، فرهنگ و زندگی روزانه
یادداشتهای محمدرضا حق پرست

در حق این وبلاگ بسیار ظلم میکنم، چون کمتر از وبلاگ دیگرم که مربوط به مسائل اجتماعی و فلسفی است در آن مطلب می نویسم .

بیاد دارم که یک بار به دکتر مشبکی که در دانشگاه تربیت مدرس به ما تئوری های مدیریت درس می دادم گفتم که اگر وضع مدیریت مملکت چندان بسامان نیست مقصر اساتید مدیریت و صاحبنظران در این مورد هستند. هر چند که می دانم ایشان این وبلاگ را نمی بیند اما اگر کسی از خوانندگان این وبلاگ ایشان را می بیند از جانب من به خاطر حرف آن روزم از ایشان پوزش بخواهد. جون حقیقتا آنقدر وضع مدیریت ( چه در بخش دولتی و چه خصوصی ) اسف بار است که انسان دلش نمی خواهد درباره ی آن مطلب بنویسد تا چه برسد به اینکه تصمیم بکار بزرگی بگیرد و بخواهد تحولی ایجاد نماید.

سال گذشته میهمان مدیر عامل کارخانه ای بودم که گردش مالی سالیانه آن حدود ۳۰ میلیارد تومان است و مدیر عامل آن نیز خود دانشجوی دکترای مدیریت بود. شرکت دارای مشکلی بود که گویا با چند شرکت مشاوره ی مدیریت درباره ی آن در حال مذاکره برای عقد قرارداد بودند. مدیر عامل همانطور که کارتابل خود را نگاه می کرد چشمش به یکی از پروپوزالها افتاد. شرکت پیشنهاد دهنده ۹ میلیون تومان برای اجرای طرح در خواست کرده بود. دوست مدیر عامل ما سوتی کشید و گفت : چه خبر است؟ 

برای من تعجب برانگیز بود شرکتی که هزینه ی ناهار کارکنانش در یک هفته مبلغی بیش از این است حاضر نیست که برای رفع مشکل خود این مبلغ ناچیز را هزینه نماید. در هر صورت تا جایی که خبر دارم مدیر عامل احتمالا با "چه خبر است" های بعدی خود  مشکل را در سازمان حفظ کرد و با هیچ شرکتی برای حل مشکل قرارداد نبست تا این دمل بماند برای روزی که سرباز کند و سازمان را ببلعد.

بضاعت ما از علم مدیریت ناچیز است و توانایی ما در کار کردن با دیگران ناچیزتر. خوب چه می شود کرد همین است که هست.

+ نوشته شده در  84/10/22      |