تبليغاتX
مدیریت، فرهنگ و زندگی روزانه
یادداشتهای محمدرضا حق پرست

سالها پیش کتاب ”جنگهای صلیبی “ نوشته ی ”امین معلوف“ نویسنده ی تونسی الاصل فرانسوی را می خواندم. با آنكه اکنون از این کتاب چندان چیزی را بخاطر نمی آورم. اما جمله ای در آن کتاب بود که از همان زمان ذهن مرا به خود مشغول کرده است و همچنان تاثیر آن پس از حدود ۱۵ سال در اندیشه ی من حضور دارد.

امین معلوف می گوید که در طول جنگهای صلیبی، همواره مسلمانان با یک دست با صلیبیون شمشیر می زدند و با دست دیگر با یکدیگر. این واقعیتی دردناک است که به دوران جنگهای صلیبی محدود نمی گردد و ردپای این ستیز های داخلی را در طول تاریخ اسلام و کشورهای اسلامی می توان مشاهده نمود.

عادت مالوف ما چنان است که کوچکترین اختلافات را چندان بزرگ می نمائیم تا بتوانیم شعار مرده باد سر دهیم.

گویی مروت با دوستان و مدارا با دشمنان در قاموس ما جایی ندارد و ستیزه جوئی با دوستان جزئی از سرشت ما گشته است.

به همین دلیل است که دوستیهایمان بالاخص در عرصه سیاسی ناپایدار است و فاصله ی چندانی  بین شعار زنده باد و مرده باد ما وجود ندارد.

نقد مشفقانه بسادگي با کینه جویی خصمانه يكسان پنداشته مي شود و نقد آرا با نقد شخصيت پاسخ داده مي شود.

یکی از دلایل عدم موفقیت مدیریت در کشور ما نیز همین عدم تحمل مخالفتی است که در زندگی ما ساری است

براستي چگونه مي توانيم صبر و تحمل و شكيبايي در مقابل آرا و عقايد يكديگر را بياموزيم؟

 

+ نوشته شده در  84/08/30ساعت   توسط محمد رضا حق پرست  | 

من همواره از یک طرف به عنوان یک مدیر و از سوی دیگر به عنوان فرد ی که دارای دغدغه های انسانی میباشد در خود احساس تضاد میکنم.

صنعت و تکنولوژی در حال بلعیدن هویت انسانی ماست. ما در حال تبدیل شدن به انسانهایی بدون هویت فردی هستیم. رسانه های گروهی افکار و اعتقادات ما را شکل می دهند و کار برای تولید و مصرف بیشتر روزهای ما را نابود می سازد. دغدغه و اضطراب و عجله جزیی از زندگی روزانه ما شده است.

ما مردمان این سوی آبها با آنکه از بسیاری از مواهب زندگی مدرن بی بهره ایم اما از کاستیهای آن حظی وافر می بریم. 

براستی راه نجات کدام است؟  

+ نوشته شده در  84/08/28ساعت   توسط محمد رضا حق پرست  | 

تفاوت مدیر و رهبر در چیست؟

آیا در این نیست که رهبر توانایی جهت دهی به فرهنگ سازمان خویش را دارد و مدیر ندارد؟

+ نوشته شده در  84/08/24ساعت   توسط محمد رضا حق پرست  | 

تمامي آدميان مديرند. حداقل تا اين حد كه مي بايست زندگي خود را مديريت كنند.

+ نوشته شده در  84/08/24ساعت   توسط محمد رضا حق پرست  | 

دیروز تیم ملی فوتبال در مقابل تیم امید مقدونیه دو بر یک شکست را پذیرفت. البته از نظر مدیریتی این حادثه مهمی است که جای بحث و بررسی دارد ولی چیزی که می خواهم درباره ی آن صحبت کنم این شکست نیست.

پس از پایان بازی یک آگهی تبلیغاتی از تلویزیون پخش شد و نمایندگی شرکت دوو الکترونیک فرمودند: امیدوارم از دیدن این برنامه لذت برده باشید.

عدم  به رسمیت شناخته شدن مشاوره ی تبلیعاتی در ایران و نادیده گرفتن این امر مهم و یا واگذاری آن به شرکتهای مجری تبلیغات چنین نتایج درخشانی ببار می آورد.

+ نوشته شده در  84/08/21ساعت   توسط محمد رضا حق پرست  | 

«بومی کردن دانش مدیریت» عبارتی است که من هیچگاه معنای آن را نفهمیده ام. با توحه به تجربیاتی که دارم گمان میکنم  که این کلمات برای بیان بیحوصلگی اعمال مدیریت صحیح بکار می رود و یا اگر بخواهم کمی بدبینانه تر بیندیشم پوششی است برای پنهان کردن بی سوادی گوینده.

من تاکنون نشنیده ام که جامعه شناسی از بومی کردن دانش جامعه شناسی سخن بگوید یا حرفی از بومی کردن دانش روانشناسی به میان آمده باشد.

اختلاف فرهنگی بهانه ای بزرگ در دست کسانی است که توان درست عمل کردن ندارند. مدیر، عامل تغییر است  و فرهنگ آن چیزی است که ما به عنوان مدیر باید آن را بسازیم و اگر توان تغییر فرهنگ را نداریم. خود را پس کلمات عامه پسند مخفی نکنیم.  

 

+ نوشته شده در  84/08/18ساعت   توسط محمد رضا حق پرست  | 

به علل مختلف کمتر وقت کرده ام که در این وبلاگ مطلب بنویسم و شاید مهمترین علتش این باشد که در وبلاگ های دیگر مطلب می نوشته ام. ولی خوب اکنون به این نتیجه رسیده ام که به جای نوشتم مطالب فلسفی و اجتماعی بر روی تخصص اصلی خودم تمرکز کنم. بنابراین اگر عمری بود این وبلاگ از این پس فعال خواهد بود.

+ نوشته شده در  84/08/18ساعت   توسط محمد رضا حق پرست  |